Back To Top
پروژه ها
شماره 118 بهمن ماه 1396
دیر می شکند، ولی سخت می شکند (سرمقاله)
ورشکستگی در لغت نامه اینگونه تعریف شده «به حالتی گفته می شود که بدهی فرد، کسب یا تجارتی، از دارائیش بیشتر و او دچار درماندگی شود.» در سال 1316 یک کارگاه صنعتی با نام ارج، با هشت کارگر، در خیابان سی متری تهران آغاز به کار کرد و به تدریج تبدیل به کارخانه ای با 600 کارگر شد. این کارخانه ابتدا صندلی تاشو تولید می‌کرد، کم کم فعالیتش گسترش یافت و به تولید لوازم خانگی، از قبیل یخچال، بخاری، ماشین لباس‌شویی و کولر پرداخت. شعار تبلیغاتی این کارخانه، سال ها در گوش ایرانی ها طنین انداز بود «ارج نامی که می شناسید و به آن اطمینان دارید». این کارخانه باسابقه ای هشتاد ساله، در روز 24 خرداد 1395 به دلیل مشکلات اقتصادی، ورشکسته و رسماً تعطیل شد. یکی دیگر از نام های دیرآشنا که بیش از 60 سال سابقه داشت و تا سال 1388تنها در یکی از واحد های آن 1400 کارگر مشغول به کار بود، کارخانه آزمایش نام داشت که شعار تبلیغاتی اش «آزمایش سر بلند از هر آزمایش» بود. كارخانه آزمايش نیز پس از 55 سال بالاخره در سال 1395 به دلیل ورشکستگی تعطيل شد.
دو سال و چند ماه قبل آقای دکتر بیت الله ستاری عضو هیئت علمی دانشگاه تهران، پیش بینی کرد: اگر رکود ساختمان سازی تا 6 ماه دیگر ادامه پیدا کند، صنعت ساختمان به صورت کامل ورشکسته و کارخانجات وابسته به صنعت ساختمان دچار تعطیلی خواهند شد. از تاریخ این هشدار مدت نسبتاً زیادی می گذرد و ساختمان سازی همچنان در رکود به سر می برد، هرچند 2 میلیون مسکن خالی یا نیمه ساخته در کشور وجود دارد، ولی قیمت زمین و خانه نه تنها کاهش پیدا نکرده بلکه مقداری هم افزایش داشته و ظاهراً نشانه خاصی از ورشکستگی به چشم نمی خورد، پس شاید بتوان گفت پیش بینی این استاد محترم غلط از آب در آمده.
در سال 1391 در کل کشور60 هزار پروانه ساختمانی صادر شد. این رقم در سال 1395 به 24 هزار مورد تقلیل پیدا کرد. در این مدت حدود 1400 فروشگاه آهن آلات ساختمانی، کرکره ها را برای همیشه پائین کشیدند. در سه سال گذشته70 درصدکارخانه‌های آجرپزی تعطیل و بیش از10 هزار کارگر بیکار شدند.70 کارخانه در حوزه های سیمان، سرامیک و کاشی، تولید خود را متوقف کردندکه تعدادی از این کارخانه ها با سرمایه گذاری های کلان و وام های بانکی کلان، ساخته شده بودند. باقی مانده کارخانه های سیمان هم که در سال های قبل به صورت شبانه روزی، گاهی تا30 درصد بیشتر از ظرفیت اسمی خود تولید می کردند، اکنون حداکثر با70 درصد ظرفیت کار می کنند تا شاید دیرتر تعطیل شوند. تاکنون 17 کارخانه کاشی و سرامیک تعطیل شده. کارخانه های باقی مانده هم حداکثر با 50 درصد ظرفیت کار می کنند و 100 میلیون مترمربع کاشی در انبار های خود ذخیره دارند. تاکنون بیش از 25 کارخانه لوله و پروفیل بسته شده و80 درصد نیروی کار این صنعت در سه سال گذشته بیکار شدند، بقیه کارخانه ها هم با 40 درصد ظرفیت کار می کنند،که مقرون به صرفه نیست و در واقع صاحبان کارخانه، آنها را به زور باز نگاه داشته اند. بیش از100 حرفه و صنعت در خدمت ساختمان سازی قرار دارد که همگی کم و بیش شرایط مشابهی دارند و تاکنون یک میلیون و چهارصد هزار شغل در این صنعت از بین رفته است. در واقع باید قبول کرد که صنعت ساختمان ورشکسته شده، ولی بی صدا، زیرا سرعت این اتفاق کند و تدریجی است. تا جائی که مردم و حتی مسئولان به دقت متوجه نشدند که پیش بینی سه سال قبل آن استاد محترم تحقق یافته. نکته جالب اینکه این ورشکستگی در حالی اتفاق افتاد که قیمت اجاره خانه به دلیل نیاز مردم به مسکن در تمام سال های اخیر رو به افزایش بوده و تعداد کسانی که در کشور به مسکن و سرپناه نیاز دارند حدود 18 میلیون نفر است و سه کشور از جنگ برگشته در اطراف مان حضور دارند که همگی به مصالح ساختمانی نیاز دارند.
متاسفانه چند سالی است که شنیده می شود کشور با بحران آب مواجه است و اکنون پیش بینی ورشکستگی آب نیز وجود دارد. طبق تعریف ورشکستگی، ابتدا باید بررسی کنیم اوضاع دخل و خرج آب کشور چگونه است. مداخل آب کشور حدود 400 میلیارد متر مکعب است که از طریق بارش برف و باران ایجاد می شود. از این مقدار 38 میلیارد متر مکعب جذب زمین و240 میلیارد متر مکعب تبخیر می گردد. از تراز آب ورودی وخروجی رودخانه های مرزی آمار دقیقی وجود ندارد ولی قطعاً تراز منفی است. طبق این محاسبه، خالص درآمد آبی کشور حدود 120میلیارد متر مکعب است. این درآمد باید خرج مصارف آب خانگی، صنعتی، کشاورزی، محیط زیست، حق آبه تالاب ها، دریاچه ها و آب ورودی رودخانه ها به دریا شود. هزینه مصارف انسانی حدود 100 میلیارد متر مکعب است یعنی نزدیک به 85 درصد از کل درآمد سالیانه آب. در حالی که طبق استاندارد های جهانی هر کشوری که بیش از 60 درصد منابع اش را برای مصارف انسانی استفاده کند، وارد مرحله بحران شده و مجبور است از منابع آب زیر زمینی و سهم طبیعت، اضافه برداشت نماید. چندین سال است متخصصان اعلام می کنند که آب کشور وارد مرحله بحران شده و 80 درصد از حجم منابع آب زیر زمینی کاسته شده و به طرف ورشکستگی آبی می رویم. ولی نه مردم و نه مسئولان این اخطارها را خیلی جدی نمی گیرند. ظاهراً تا زمانی که آب در لوله ها جاری است و هرکس هر مقدار که بخواهد می تواند آب مصرف کند، کسی بحران آب را باور نخواهد کرد. البته مدیران کشور گزارشات خود را از منابع موثق دریافت می کنند و برشرایط وقوف نسبی دارند، ولی لابد آنقدر گرفتار کارهای روزمره و هزینه های عاجل و سیاسی کاری هستند که دیگر وقت و پول و انگیزه و دانشی برای جلوگیری از این ورشکستگی برایشان باقی نمانده.
ورشکستگی پدیده ای تدریجی است که دیر می شکند، ولی سخت و ناگهانی می شکند. اگر می خواهیم دچار ورشکستگی آب نشویم، باید بحران آب را جدی بگیریم و با آن علمی برخورد کنیم.
شهریار بدیعی
گفت و‌گو با دکتر حمیدرضا رشیدی درباره مدیریت پایدار آب
آقای دکتر حمیدرضا رشیدی، مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد خود را در رشته شیمی نساجی از دانشگاه آزاد، واحد علوم و تحقیقات تهران دریافت کردند. سپس برای ادامه تحصیل به مالزی سفر کرده، مدرک دکتری مهندسی محیط زیست را با تمرکز بر مدیریت پایدار آب و تصفیه آب و فاضلاب از دانشگاه UM مالزی گرفتند. ایشان از سال 2012 با عنوان مدیریت پایدار آب، از طرف دفتر توسعه پایدار دانشگاه UM شروع به همکاری با دفتر توسعه پایدار نخست وزیری مالزی کردند. وی تا سال 2015 هم زمان در دانشگاه لیم کوک وینگ مالزی به مدت 4 سال تدریس می نموند. ایشان مدتی هم در دانشگاه های پورتلند و مریلند آمریکا مشغول به گذران دوره های توسعه پایدار وکارهای تحقیقاتی بودند. سپس از طریق معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری و بنیاد ملی نخبگان و بر اساس سابقه ای که در ثبت اختراعات در زمینه نانو فیلترهای تصفیه آب و فاضلاب و همچنین تالیف مقالات متعدد در زمینه آب و پساب در مجلات علمی داخلی و بین المللی داشتند، به ایران دعوت شدند و به عنوان پژوهشگر پسا دکترا در زمینه فناوری های نوین و مدیریت پایدار آب و پساب، در ستاد ویژه توسعه فناوری نانو، معاونت علمی فناوری ریاست جمهوری شروع به فعالیت کردند. وی در حال حاضر به عنوان مدیر اجرایی کرسی یونسکو در بازیافت آب در دانشگاه تهران و همچنین مشاور در شرکت مهندسی آب و فاضلاب کشور مشغول کار هستند.
این ماه پای صحبت دکتر رشیدی نشسته ایم تا ما را با مدیریت پایدار آب بیشتر آشنا کنند. لطفاً توجه فرمائید.
یونسکو در مدیریت پایدار محیط زیست، چه نقشی را در ایران بازی می کند؟
یونسکو به عنوان یکی از منسجم ترین نهادهای بین المللی با مقبولیت جهانی در حوزه های مختلف علمی ، فرهنگی و آموزشی می باشد. این نهاد در ایران نیز با دارا بودن مراکز علمی و آموزشی متعدد، از دیرباز وظیفه اصلی خود که همانا نشر علم و ظرفیت سازی آموزشی و فرهنگی می باشد را به خوبی جامه عمل پوشانده است. یکی از این نهاد های وابسته به یونسکو، بالغ بر700 کرسی در زمینه علوم مختلف در دانشگاه های سرتاسر دنیا دارد که به آنها کرسی « UNITWIN/UNESCO» می گویند. در ایران هم کرسی های مختلفی وجود دارد که چند تا از این کرسی ها مرتبط با محیط زیست و آب هستند. یکی از آنها کرسی یونسکو در بازیافت آب، به میزبانی دانشگاه تهران است.
در کرسی بازیافت آب چه فعالیت هائی انجام می شود؟
تاکید اساسی کرسی بازیافت آب معطوف بر نقش آب های نامتعارف و آب های خاکستری، در تمام جنبه های مصرف و بازیافت است. اما بر اساس ماهیت و نقش ذاتی کرسی های یونسکو، اصلی ترین فعالیت ما، همکاری با دانشجویان در راستای اهداف پروژه های آموزشی- پژوهشی و تحقیقاتی است. در کنار موارد ذکر شده با پیوستن اینجانب به کرسی بازیافت آب و بر اساس تجربیات گذشته خودم تمرکز اصلی را معطوف به پیشرفت و توسعه پایدار و ظرفیت سازی های اجتماعی و ارتقا فرهنگ نمودیم و تلاش های بسیاری را نسبت به گسترش هر چه بیشتر این موضوع های نهادین، انجام دادیم و سعی کردیم اهداف پیشرفت پایدار را پیگیری نمائیم.
رشته اولیه تحصیلی شما شیمی و نساجی بود. چه شد که به سراغ محیط زیست آمدید؟
در بین پساب های صنعتی یکی از آلوده ترین آنها مربوط به صنایع نساجی است. اگر این پساب ها که شامل مقادیر قابل توجهی از مواد شیمیایی و فیزیکی هستند، بدون تصفیه در طیبعت رها شوند، می تواند مخاطرات جبران ناپذیر حیاتی و زیست محیطی به بار آورد. این پساب ها اگر به نحو احسن مدیریت نگردند حتی می توانند چندین برابر حجم خود آب های پاک را آلوده کنند. به دلیل آشنائی علمی و تجربیات عملی من با مسائل زیست محیطی، بیشتر متوجه محیط زیست و اصلی ترین عامل حیات و اولویت تمامی جوامع که همانا آب است، شدم. این موارد باعث شد که تصمیم گرفتم بر اساس علاقه و اولویت بندی ذهنی در مقطع دکتری به سمت مهندسی محیط زیست بروم. آب مایه حیات است و به تمام جامعه بشری مربوط می شود. اگر آبی وجود نداشته باشد، صنعتی وجود نخواهد داشت، جامعه شهری وجود نخواهد داشت. مهاجرت های فصلی و غیر فصلی همه بر اساس دسترسی یا عدم دسترسی به منابع آب شکل می گیرد. در نتیجه اگر بتوانیم بهره وری آب را از طرق مختلف بالا ببریم و منابع آبی موجود را حفظ و تولید پساب ها را کم و یا با امکانات موجود آنها را بازچرخانی و یا بازیافت کنیم، به جامعه و مدیریت آب کمک کرده ایم. من در مالزی آموختم که مهم ترین عنصر حفاظت پایدار محیط زیست و آب، فرهنگ است. در نتیجه کوشش خود را بر روی مدیریت و ظرفیت سازی فرهنگی معطوف کردم. در دوره پسا دکتری نیز بیش از پیش نظر خود را به مباحث فرهنگ سازی در حوزه آب معطوف ساختم، تا به این وسیله بتوانم به جامعه خویش که امروزه با چالش آب روبرو است کمک کرده باشم و تا زمانی که فرهنگ سازی بین تمام اقشار مردم انجام نگیرد، حتی با بکارگیری بهترین ابزار و شیوه ها برای حفظ منابع آب و مدیریت آن تمامی فعالیت ها بی ثمر خواهد ماند. بهترین مثال استفاده از لامپ های کم مصرف است که علیرغم اختلاف نظر های فراوان در بین متخصصین در رابطه با کارایی آنها، توانست چه از نظر روانی و چه از باب تکنیکی انرژی برق زیادی را در بین مشترکین صرفه جویی کند و از زمانی که به اندازه کافی برای آن در اجتماع فرهنگ سازی شد، استقبال همگانی از آن بسیار چشمگیر شد. امروزه شیرهای آبی وجود دارد که با چشم الکترونیکی کار می کند، یا شیرهایی هستند که به وسیله فنر، زمان مشخصی آب را در دسترس مصرف کنندگان قرار می دهند و بعد به صورت اتوماتیک آب را قطع می کنند و در بهره وری از آب بسیار مفید هستند، ولی چون در میان مشترکان ایرانی، فرهنگ سازی متناسب ایجاد نشده، هنوز مردم به شکل گسترده از آنها استفاده نمی کنند. با دیدن اینگونه مسائل، فرهنگ سازی اهمیت خاصی در ذهن من پیدا کرد.
آیا می دانید در کشور ما محوریت بیشتر بر ابزار و وسیله است و فرهنگ سازی خریدار زیادی ندارد؟
بله، با این نظر در شرایط فعلی موافقم. در کشور ما در اکثر موارد دید سخت افزاری و تمایل به طرح های زود بازده و به کارگیری سخت افزار در جهت رفع چالش های محیط زیست و بهره وری آبی وجود دارد. ولی تجربه کاری و پژوهشی من در کشورهای در حال توسعه، مانند سنگاپور و مالزی نشان از اهتمام ویژه این کشورها در نیل به اهداف پیشرفت و توسعه پایدار دارد. این کشورها اعتقاد ویژه ای به استفاده از ظرفیت سازی و فرهنگ سازی توسعه ای در قالب طرح های نرم افزاری در مقابل طرح های سخت افزاری دارند. البته با بررسی دقیق تر متوجه می شویم مردم این کشورها برنامه پذیری و آموزش پذیری بهتری نسبت به مردم کشورهایی چون میهن ما، از خود نشان می دهند. این موارد، تاکید بر موضوع ظرفیت سازی را آشکار کرده و اهمیت آموزش و فرهنگ سازی در تغییر شرایط در بین اقشار مختلف، در جهت فرهنگ سازی استفاده از سخت افزارها را تشدید می کند. طبیعتاً فرهنگ سازی پروسه ای زمان بر و هزینه بر می باشد. در واقع پرهزینه ترین پروسه فرهنگ سازی، آموزش است، البته این هزینه ای است که در بلند مدت جبران می شود، ولی ظاهراً با صبر ما متناسب نیست و مارا وادار به گرایش به راهکارهایی غیر از سرمایه گذاری بر روی فرهنگ سازی می کند. از نمونه های بسیار موفق فرهنگ سازی در راستای بهره وری آبی می توان به نمونه سنگاپور اشاره کرد. این کشور با کار مداوم و مستمر و باشعار new water (آب جدید) توانست منابع آبی جدیدی با ماهیتtoilet to tap (از توالت به شیر آب) را جهت مصرف مجدد در ذهن مشترکان جا بیندازند. هم اکنون40 درصد از آب تصفیه شده سنگاپور، آبی است که از فاضلاب ها و پساب ها بازیافت می شود. دیدن این مسائل بود که در ذهن من تغییر بسیاری ایجاد کرد و بیش از گذشته نقش موثر فرهنگ سازی اجتماعی، در راستای اهداف آبی برایم آشکار شد. به نظر من فرهنگ سازی باید در متن جامعه انجام گیرد و فقط در سطح مدیران باقی نماند، چون نسل بعدی مدیران نیز از همین جامعه و میان نسل امروز بیرون خواهند آمد.
چرا مردم کشور های مالزی و سنگاپور که تازه تاسیس هستند، فرهنگ پذیری و برنامه پذیری بهتری نسبت به مردم ایران، با تمدنی باستانی دارند ؟
مردم این کشورها برنامه پذیری بهتری دارند، چون زمینه ذهنی از پیش تعریف شده ای ندارند. در کشورهایی مانند ایران که سابقه تاریخی طولانی دارد، اغلب افراد در مواجهه با موضوعات جدی و جدید، با استناد به عقبه تاریخی فرهنگی، معمولاً پذیرش سخت تری داشته و ترجیح می دهند طبق باورها و آداب و رسوم قدیمی و سنتی رفتار کنند به همین دلیل پذیرش روش های جدید سخت تر صوت می گیرد. با دقت و مطالعه بیشتر در اکثر کشورهایی که پیشرفت و تحول عمده ای در آنها به وقوع پیوسته، در می یابیم این اتفاق بخاطر مردمانی بوده که با روی گشاده و با قلب و ذهن باز، مطالب جدید و تغییرات سریع دنیای کنونی را پذیرفته اند. از سال های پیش کارشناسان ایرانی و بین المللی سعی کردند که به مردم و مسئولین ما گوشزد کنند، ایران با چالش آبی جدی روبرو است. متاسفانه تا همین سال های اخیر اکثر مردم این مطلب را قبول نمی کردند و هنوز هم عده زیادی هستند که می گویند ما قرن ها است با مسائل آب سر و کار داشته ایم و سازه های آبی بسیاری چون قنات های چندین هزار ساله داریم، پس چرا در این دوران ها مشکل جدی آب نداشته ایم؟ حالا چه اتفاقی افتاده که به مشکلی به این وسعت برخوردیم. خوب اگر در وحله اول کسی موضوعی را قبول نکند، مطمئناً به دنبال راه حل آن هم نخواهد رفت. این افراد فراموش می کنند که در چهل سال اخیر جمعیت کشور، به بیش از دو برابر افزایش یافته و مصرف سرانه چندین برابر شده، مضاف بر اینکه مشکل آب مربوط به چند سال اخیر نیست، بلکه این یک مشکل طولانی مدت است که روی هم انباشت شده و امروز نتایج بحرانی آن دیده می شود. از سوی دیگر عدم برنامه ریزی مناسب مدیریتی در حوزه برداشت بالادستی منابع آبی و همچنین عدم فرهنگ سازی مناسب در حوزه مصرف، به مشکلات دامن زده. مردم زمانی که در رابطه با آب صحبت می شود، حتی یک لحظه به اهمیت و پروسه تولید آن فکر نمی کنند، چون هر روز مثل نفس کشیدن از آن بهره می برند. امروز که مشکل آشکار شده، لزوم پیدا کردن راهکارهای مناسب بیش از پیش احساس می شود. در اینجاست که اهمیت بالابردن برنامه پذیری افراد در اولویت قرار می گیرد. تجربه چند سال اخیر من خصوصاً در مواجهه پروژه های آبی، حاکی از این موضوع است که نگاه از بالا به پایین در حوزه آب جوابگو نیست. از سوی دیگر، دوران کوتاه مدیریت های اجرایی، در میان اکثر متولیان آب، باعث شده که زمان اجرای پروژه ها و برنامه ها کوتاه مدت در نظر گرفته شود و مدیران تنها بسنده کنند به اجراء اولویت های اجرایی- زمانی که در طول دوران مدیریت خود مجال پرداختن به آن را خواهند داشت و از پروژه های استراتژیک که نیاز به زمان طولانی دارد اجتناب می کنند. پس میل آنها به سوی نتیجه گیری های سریع و چشمگیر سوق پیدا می کند. متاسفانه علاقه مندی به نتیجه بخشی های سریع، آفت جان بسیاری از این پروژه های آبی کشور شده. مشکل آب متعلق به دیروز نیست که امروز بخواهیم جواب آن را پیدا کنیم و فردا حلش کنیم. این موضوع به چند دهه گذشته بر می گردد و کنترل آن نیاز به پروسه های اثر بخش کوتاه، میان و بلند مدت دارد. مسئولان نباید تنها بر روی برنامه های کوتاه مدت متمرکز باشند، بلکه مشکل آب نیاز به برنامه های میان مدت و بلند مدت دارد. در کنار این موارد شایسته سالاری و به کار گیری مدیران با تخصص و زمینه کاری مرتبط در حوزه آب و واقف بودن این مدیران به علم روز جهانی، لازم است تا به بهترین نتیجه در زمان مناسب برسیم. اکنون با مشکلاتی که پیش آمده، چه متولیان و چه مصرف کنندگان پذیرفته اندکه فرهنگ سازی و آموزش و ظرفیت سازی در تمام سطوح جامعه باید اعمال گردد. لازم به ذکر است که امروزه در میان مدیران نیز نسبت به اینکه چگونه می توان بهره وری آب را بالا برد، دید مثبتی بوجود آمده و مردم نیز با اطلاع رسانی، به این نتیجه رسیده اند که مشکل آب جدی است و باید در شیوه مصرف خود بازنگری کنند.
به نظر شما برنامه های آموزش و توسعه فرهنگ مدیریت آب، چگونه باید تدوین شود؟
اگر بخواهیم شاخصه های روز آمد توسعه شهری در مسائل آب را در نظر بگیریم، سه بحث کیفیت، بهره وری و انعطاف پذیری مطرح می گردد. کیفیت از جانب متولیان برای مشترکین فراهم می شود. بهره وری به فعالیت مستمر هر دو طرف در کنار هم بستگی مستقیم دارد. اما در بحث انعطاف پذیری مشترکین و متولیان هریک سهم جداگانه و نیاز به برنامه ای مستقل دارند، تا در نهایت به نتیجه واحد و مثبتی برسند. ما اگر بخواهیم سطح برنامه پذیری مشترکین را بالا ببریم، باید آموزش ها را از سطح مدارس آغاز کنیم، چون کودکان برنامه پذیرتر هستند. در ایجاد کمپین های اجتماعی فعال باید کوشا باشیم تا بتوانیم مسائل آب را در میان خانواده ها مطرح کنیم. البته در این میان تکنولوژی نیز از اهمیت ویژه ای برخوردار است. به طور مثال اپلیکیشنی به نام water’s friends (دوستان آب) در کشور هایی چون آمریکا و مالزی توانسته به اکثر خانواده ها امکان اندازه گیری روزانه آب مصرفی را بدهد و به آنها شیوه های جمع آوری اطلاعات روزانه آبی و بهره وری مصرف و ارتقا فرهنگ آبی را به ساده ترین روش آموزش دهد. حالا این سوال پیش می آید که چرا ما در کشورمان نباید از این تکنولوژی ها استفاده کنیم؟
اکنون که سیکل چرخش آب در طبیعت، به دلیل تغییرات اقلیمی به هم خورده، بازیافت چه اهمیتی دارد؟
در مواجهه با چالش کم آبی گذشته و بی آبی فعلی بازیافت آب و پساب به عنوان یک راهکار کارآمد، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. ما نباید آب را بر اساس تاریخچه آن که از کجا آمده قضاوت کنیم ، بلکه باید آب را بر اساس کیفیتش بررسی نمائیم. باید برای ما اهمیت داشته باشد که آب مصرفی ما تا چه حد پاک و عاری از ناخالصی است نه اینکه از کجا آمده. بحث بازیافت آب و پساب و استفاده مجدد از آنها دو مقوله مجزا است که باید به صورت جداگانه مورد بررسی قرار گیرد. پساب های صنعتی و سایر پساب ها، با انجام یک سری فعل و انفعال فیزیکی و شیمیائی می توانند مجدداً تصفیه و به صنعت باز گردند، این تصفیه در سطوح مختلف و برای موارد گوناگون متفاوت است و راهکاری است که امروزه در کشور ما نیز به صورت نسبی مورد بهره برداری قرار گرفته است. در بحث بازیافت پساب در رابطه با نیازهای کشاورزی و شهری و همچنین استفاده مجدد از فاضلاب نیز با توجه به عقبه دینی و فرهنگی و اجتماعی می توان بازیافت را به عنوان راهکاری مناسب مورد توجه قرار داد. باید مد نظر داشت که خیلی از پساب های بازیافت شده، می توانند از منبع آب اولیه خود با کیفیت تر شوند. امروزه در کشورهایی چون ایالات متحده، کمپین های بسیاری در راستای فرهنگ سازی و ظرفیت سازی استفاده از این منابع نوظهور آبی صورت می گیرد. بطور مثال کمپینی به نام water for celebrities (آب برای مشاهیر)که در آن افراد سرشناس در حوزه سینما، فرهنگ و سیاست برای فرهنگی سازی وآموزش، در جلو دوربین ها و رسانه ها اقدام به مصرف یک لیوان آب با عقبه بازیافتی می کنند. در بحث آب و محیط زیست و در راستای نیل به اهداف پیشرفت همه جانبه پایدار آبی، مقوله فرهنگ سازی و آموزش باید در اولویت قرار گیرد. این بدان معناست که آموزش های پایه ای، همیشه تاثیر گذارترین آموزش ها در سطح جامعه هستند و باید مطمئن باشیم این کار در تمامی برنامه های خرد و کلان، اثر بخش ترین روش می باشد.
از اینکه وقت خود را در اختیار ماهنامه KWC قرار دادید متشکریم.
021 8821 17 50
تهران - یوسف آباد
خیابان سید جمالدین اسد آبادی
انتهای خیابان 66 - پلاک 38
©2017 KWC Iran Co., All Right Reserved